|
خلوتم را نشکن 
شايد اين خلوت من كوچ کند 
به شب پروانه 
به صداي نفس شهنامه 
به طلوع اخرين افسانه 
و غروبي كه در ان 
نقش ديوانگي يك عاشق 
بر سر ديواري پيدا شد
خلوتم را نشكن 
خلوتم بس دور است 
ز هواي دل معشوق سهند 
خلوتم راه درازي ست ميان من و تو
خلوتم مرواريد است به دست صیاد 
خلوتم تير وكماني ست به دست ارش
خلوتم راه رسيدن به خداست 
خلوتم را نشكن 

|